داستانهای زمین...
{وقایع نگاری ذکر شده در کتاب The Earth Chronicles تنها عقاید شخصی نویسنده کتاب بر پایه ترجمه های موجود از اساطیر و تواریخ سومری می باشد. این به آن معنا نیست که این وقایع کاملا صحیح و دقیق و غیر قابل ابطال می باشند. داستانهای زمین خلاصه کوچکی از محتوای کتاب زکریا سیچین است که فقط به منظور روشن شدن تواریخ و ترتیب حوادث ترجمه کرده ام. اتفاقات اعظم این دوران را به طور جداگانه و مفصل خواهم نگاشت و سپس به بررسی فرضیات مطرح شده توسط سایر محققان خواهم پرداخت.}
بخش سوم- پادشاهی در زمین
۷۶۰ ۳ قبل از میلاد :
پادشاهی به انسان اعطا می شود. کیش اولین پایتختی است که زیر نظر نینورتا ایجاد می گردد. تمدن در سومر شکوفا می شود.
۴۵۰ ۳ قبل از میلاد:
برتری در سومر به نانار/ سین اعطا می شود. مردوک بابل را "دروازه خدایان" اعلام می کند. حادثه برج بابل اتفاق می افتد و آنوناکی زبان نوع بشر را متفاوت می کنند. کودتای مردوک شکست می خورد و او به مصر باز می گردد. تت و برادر او دوموزی را می کشد. مردوک برای این کار زنده در هرم بزرگ حبس می شود. او از طریق یک راهروی اضطراری می گریزد و به تبعید می رود.
برج بابل
۱۰۰ ۳ قبل از میلاد:
سالهای هرج و مرج با منصوب شدن اولین فرعون مصر در ممفیس به پایان می رسد و تمدن پا به عرصه بالاتری می گذارد.
۹۰۰ ۲ قبل ازمیلاد:
پادشاهی در سومر به شهر اوروک منتقل می شود. ایشتر حکمرانی دره سند را به عهده می گیرد و تندن در آنجا آغاز می شود.
۶۵۰ ۲ قبل از میلاد:
پایتخت سلطنتی سومر مداوم تغییر می کند و نظام پادشاهی متزلزل می شود. انلیل از نافرمانی انسان و جمعیت زیاد آنها خشمگین است.
۳۷۱ ۲ قبل از میلاد :
ایشتر ( اینانا- نین هورسگ) عاشق شارو-کین Sharru-kin می شود. شارو-کین پایتخت جدیدی به نام آکاد را ایجاد می کند. امپراطوری آکاد آغاز می شود.
۳۱۶ ۲ قبل از میلاد:
شارو-کین برای تسخیر هر چهار ناحیه متمدن زمین (سند- نیل-سومر و آکاد) خاک مقدس را از بابل می رباید. جنگ بین مردوک و اینانا بالا می گیرد و با سفر نرگال Nergal برادر مردوک به بابل و قانع کردن مردوک به ترک بین النهرین پایان می پذیرد.
۲۹۱ ۲ قبل از میلاد:
نارام-سین Naram-Sin بر مسند پادشاهی آکاد می نشیند. به کمک اینانای جنگجو او شبه جزیره سینا را اشغال می کند و به مصر حمله می برد.

۲۵۵ ۲ قبل از میلاد:
اینانا قدرت در بین النهرین را به دست می گیرد. نارام-سین با سیاستهای نیپور مخالت می کند. آنوناکیهای بزرگ به آکاد حمله می کنند. اینانا فرار می کند. سومر و آکاد توسط لشکریان بیگانه که به انلیل و نینورتا وفادار هستند اشغال می شود.
۲۲۰ ۲ قبل از میلاد:
تمدن سومر تحت پادشاه لاگاش به درجات بالا می رسد. تت به گود-آ پادشاه سومر کمک می کند که زیگورات ( معبد) برای نینورتا بسازد.
تندیسی از گودآ
۱۹۳ ۲ قبل از میلاد:
ترا Terah پدر ابراهیم در نیپور در خانواده ای راهب و ثروتمند به دنیا می آید.
۱۸۰ ۲ قبل از میلاد:
مصر میان پیروان مردوک و پیروان فرعون تقسیم می شود. فرعون تاج و تخت مصر سفلی را به دست می آورد.
۱۳۰ ۲ قبل ازمیلاد:
از آنجا که انلیل و نینورتا کم پیدا شده اند قدرت در بین النهرین رو به انحطاط می رود. اینانا برای پس گرفتن پادشاهی اوروک تلاش می کند اما به جایی نمی رسد.
ادامه دارد...
منبع: The Earth Chronicles by Zecharia Sitchin
داستانهای زمین...
{وقایع نگاری ذکر شده در کتاب The Earth Chronicles تنها عقاید شخصی نویسنده کتاب بر پایه ترجمه های موجود از اساطیر و تواریخ سومری می باشد. این به آن معنا نیست که این وقایع کاملا صحیح و دقیق و غیر قابل ابطال می باشند. داستانهای زمین خلاصه کوچکی از محتوای کتاب زکریا سیچین است که فقط به منظور روشن شدن تواریخ و ترتیب حوادث ترجمه کرده ام. اتفاقات اعظم این دوران را به طور جداگانه و مفصل خواهم نگاشت و سپس به بررسی فرضیات مطرح شده توسط سایر محققان خواهم پرداخت.}
قسمت دوم - حوادث پس ازطوفان نوح
۰۰۰ ۱۱ سال قبل ازمیلاد :
انکی قول خود را می شکند. به" زیاسودرا " Ziasudra ( نوح در تورات) دستور ساخت زیر دریایی می دهد. سیل زمین را فرا می گیرد و آنوناکی شاهد ویرانی کامل پایگاههای فضایی و شهرهای خود هستند. انلیل موافقت می کند که به انسانهای باقی مانده بذر و ابزار کشاورزی بدهد و انکی حیوانات اهلی را ایجاد می کند.
۰۰ ۱۰۵ قبل ازمیلاد :
نوادگان زیاسودرا در سه ناحیه ساکن می شوند. نی نورتا Ninurta پسر بزرگ انلیل کوهها را سد می کند و رودها را تخلیه می کند تابین النهرین را سرزمینی قابل سکونت کند. انکی ناحیه رود نیل را به دست می گیرد. شبه جزیره سینا توسط آنوناکی برای فرودگاه فضایی ساخته می شود. یک برج کنترل مرکزی نیز در کوه موریا در اورشلیم آینده برافراشته می گردد.
نینورتا بر مسند خود نشسته و یک آدم خدمتکار مقابل او ایستاده است.
۷۸۰ ۹ قبل از میلاد :
رآ / مردوک اولین پسر انکی سرزمین مصر را بین اوزیریس و ست تقسیم می کند.
مردوک- در مصر به نام رآ شناخته شده
۳۳۰ ۹ قبل از میلاد:
ست Seth اوزیریس را دستگیر می کند و می کشد و خودش بر سرتاسر دره نیل حاکم می شود.
ست(چپ) برادرش اوزیریس(راست) را می کشد.
۹۷۰ ۸ قبل از میلاد:
هروس Horusدر انتقام خون پدرش اوزیریس اولین" جنگ اهرام" را آغاز می کند. ست به آسیا فرار می کند و کنعان و شبه جزیره سینا را اشغال میکند.
چشم هروس
۶۷۰ ۸ قبل از میلاد:
پیروان انلیل که با قدرت انکی بر پایگاههای فضایی مخالفت دارند دومین جنگ اهرام را آغاز می کنند. نی نورتا پسر انلیل پیروزمی شود و تمام مهمات و تجیزات هرم بزرگ را خالی می کند. نین هورسگ کنفرانس صلحی ترتیب می دهد و زمین بین دو دسته تقسیم می شود. قدرت و حکمرانی مصر از مردوک/ رآ گرفته شده و به سلسله ای از تت Toth داده می شود.
۴۰۰ ۷ قبل از میلاد:
عصری از صلح برقرار می شود و آنوناکی ابزارهای جدیدی به انسان می دهند و عصر نئولیتیک ( نوسنگی) آغاز می شود. نیمه خدایان بر مصر حاکم می شوند.
۸۰۰ ۳ قبل از میلاد:
همچنان که آنوناکی شهرهای قدیمی خود مانند نیپور و اریدو را بازسازی می کنند تمدن شهری در سومر آغاز می شود. آنو برای یک رژه مجلل به زمین می آید. به افتخار او شهر جدیدی به نام اوروک ( ارگ) ساخته می شود و او معبد خود را به نوه عزیزش نین هورسگ ( ایشتر) می بخشد.
داستانهای زمین...
از آنجا که در حال بررسی تاریخچه تشکیل زمین و خلقت هستیم بی مناسبت ندیدم که گزیده ای از شرح وقایع و تاریخچه زمین را که توسط زکریا سیچین بر اساس اسناد سومری بازسازی شده است در اینجا بیاورم. البته لازم به ذکر است که این وقایع اگرچه جنبه تاریخی و بنیان حقیقی دارند- قابل اثبات عملی نیستند چرا که اتفاق افتاده و تمام شده اند. فرضیه های متفاوت دیگری نیز در خصوص وقایع نگاری زمین داده شده که با این فرضیه تفاوتهایی دارند و به آنها نیز در زمان دیگری خواهیم پرداخت.
بخش اول - وقایع پیش از طوفان نوح
۰۰۰ ۴۵۰ سال پیش :
روی نیبیرو حیات دچار مشکل می شود چرا که جو سیاره فرسوده شده است. حاکمی به نام آلالو Alalu که توسط آنو Anu معزول شده است با سفینه ای از نیبیرو فرار می کند و روی زمین پناه می گیرد. آلالو کشف می کند که زمین دارای ذخایر طلا است که می تواند اتمسفر نیبیرو را ترمیم کند.
آلالو
۰۰۰ ۴۴۵ سال پیش :
به سرپرستی انکی Enki یکی از پسران آنو - گروهی از آنوناکی در زمین فرود می آیند و اولین پایگاه زمینی را در " اریدو " Eridu برقرار می کنند تا از آبهای خلیج فارس طلا استخراج کنند.
اریدو در عصر حاضر
۰۰۰ ۴۳۰ سال پیش :
آب و هوای زمین بهتر می شود. تعداد آنوناکی بیشتری به زمین می رسند. در میان آنها نین هورسگ Ninhursag خواهر ناتنی انکی و سرپرست تیم پزشکی نیز هست.
۰۰۰ ۴۱۶ سال پیش :
وقتی که استخراج طلا کاهش می یابد - آنو به همراه پسر و جانشین خود انلیل Enlil به زمین می آیند.
تصمیم بر آن می شود که برای استخراج طلای بیشتر معادن طلا در جنوب آفریقا حفاری شوند. در این حال انلیل رهبری این ماموریت را به دست می گیرد و انکی برای ادامه کار به آفریقا فرستاده می شود. آنو پیش از ترک زمین توسط نوه ی آلالو به جنگ تهدید می شود.
۰۰۰ ۴۰۰ سال پیش :
هفت قرارگاه در جنوب بین النهرین ساخته شده است از جمله یک فرودگاه فضایی در سیپار Sippar - یک برج کنترل مرکزی در نیپور Nippur و یک مرکز متالورژی در شوروپاک shuruppak ( همگی در عراق امروز) . کشتی ها یکایک از آفریقا می رسند . طلای خالص سازی شده در مدار پیماها توسط " ایگیگی" Igigi حمل می شوند و در سفاین فضایی تخلیه می گردند.
۰۰۰ ۳۸۰ سال پیش:
نواده ی آلالو به کمک ایگیگی ها بر علیه آنوناکی شورش می کنند تا کنترل زمین را به دست بگیرند. جنگی در می گیرد و پیروان انلیل پیروز می شوند.
۰۰۰ ۳۰۰ سال پیش:
ایگیگی ها از رنج کار در معادن شورش می کنند. انکی و نین هورسگ که دست تنها شده اند کارگرهای ابتدایی و نیمه هوشمندی را با دستکاری ژنتیکی در میمون ماده تولید می کنند.کارگرها مشغول کار در معادن می شوند. انکی به معادن حمله می کند و کارگرهای ابتدایی را با خود به " عدن " Edin در بین النهرین می آورد. کارگران شروع به تولید مثل می کنند و زیاد می شوند.

خدایان ایگیگی دسته ای از خدایان مطیع و اسیر آنوناکی که تا پیش از خلقت آدم کارهای آنوناکی را انجام می دادند. در این تصویر دو ایگیگی با ماسکهای عقاب در حال نگهبانی از درخت حیات هستند.
۰۰۰ ۲۰۰ سال پیش :
حیات زمین به دلیل یخبندان در خطر می افتد.
۰۰۰ ۱۰۰ سال پیش :
آب و هوای زمین دوباره گرم می شود. آنوناکی ( نفیلیم در تورات) بر خلاف میل انلیل با دختران آدمیزاد ازدواج می کنند.
زنی از نژاد آنوناکی ( به گفته ای تصویر مادر انکی)
۰۰۰ ۷۵ سال پیش :
عصر یخبندان دیگری آغاز می شود. انسانهای قوی و غارنشین نجات می یابند.
۰۰۰ ۴۹ سال پیش :
انکی و نین هورسگ انسانهایی را که از تیره آنوناکی هستند یا یکی از والدینشان آنوناکی بوده است به مسند پادشاهی در شوروپاک می نشانند. انلیل خشمگین از این تصمیم در صدد نابودی انسانها بر می آید.
مجسمه ای از انلیل
۰۰۰ ۱۳ سال پیش :
با نزدیک شدن نیبیرو به زمین انلیل از آنوناکی قول می گیرد که به انسانها در مورد فاجعه ای که در راه است چیزی نگویند تا همه آنها نابود شوند.
منبع: کتاب وقایع نگاری زمین اثر زکریا سیچین Earth Chronicles by Zecharia Sitchin
ادامه دارد...
اعلامیه : معرفی آدرس جدید ![]()
به دلیل تعداد زیاد و تنوع مقالات بلاخره تصمیم گرفتم که مقالات مربوط به طب و
سلامتی را به وبلاگ جدیدی منتقل کنم.
از این به بعد در وبلاگ شفا از پزشکی آیو ودا و هومئو پاتی و سایر راههای سالم
ماندن خواهم نوشت.
لینک این وبلاگ نیز در این صفحه قرار دارد. در مورد قالب وبلاگ و نحوه نگارش آن
منتظر پیشنهادات شما هستم.
نیبیرو (قسمت دوم )
ریشه لغت نیبیرو
اصطلاح " نی بی رو " از کتیبه های میخی و نوشته های متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش گرفته شده است.
معنای آن چنین است : سیاره تقاطعی
و علامتهای آن در خط سومری صلیب و دیسک بالدار می باشند.
بخشی از یک کتیبه سومری با علامات نیبیرو. علامت صلیب به معنی تقاطع است چرا که نیبیرو سیاره تقاطعی نام دارد.
کتیبه ای دیگر با علامت نیبیرو


آنو که در مرکب- سفینه خویش پایین می آید سمبل ملل مختلف از زمان باستان تا کنون بوده است. این علائم در آرمهای نیروی هوایی کشورها و حتی اتوبوس رانی و حمل و نقل کشورهای مختلف به وفور دیده می شود.


تصویری بر مزارع گندم از دیسک بالدار
در بازسازی کتیبه شماره V ( پنج) از انومه الیش توسط لندزبرگن Landsbergen و ویلسون Wilson لغت ni - bi - ru به معنی ستاره قطب ترجمه شده است. در پاورقی نویسندگان توضیح می دهند که " منظور از ستاره قطب مردوک است اما هیچ شکی نیست که در دوره های بعدتر نیبیرو به معنی سیاره عطارد یا مشتری است".
اما زکریا Zecharia Sitchin سیچین و بوراک الدم Burak Eldem و اندی بویل Andy Boyle و بسیاری دیگر باور دارند که نیبیرو یعنی " آنان که از آسمان به زمین آمدند". در " کتاب گمشده انکی " The Lost Book of Enki که ترجمه ای است از خاطرات و گفتگوهای انکی با نویسنده سومری به نام اندوبسار Endubsar مفصلا درمورد نیبیرو صحبت شده است.
نمونه ای از خط سومری

نمونه ای از یک لوحه سومری
شواهد ستاره شناسی مبنی بر وجود نیبیرو
"تامباگ " پلوتو را درسال ۱۹۳۰ کشف کرد. " کریستی" از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا شارون قمر پلوتو را در سال ۱۹۷۸ کشف کرد. اما خصوصیات رفتاری پلوتو با توجه به فاصله از قمر خود این نظریه را تقویت کرد که حتما باید یک جرم آسمانی بسیار بزرگ دیگر ماورای پلوتو وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده است چرا که جاذبه و نیروی پلوتو نمی تواند به تنهایی موجب چرخش غیر عادی و زاویه کج سیارات اورانوس و نپتون بوده باشد. ماهواره IRAS ( ماهوراه ستاره شناسی مادون قرمز) در درجه ۸۳-۸۴ تصاویری را از یک سیاره جدید نشان داد و کشف این سیاره تا جایی قطعی بود که فقط باید نامگذاری می شد. درهمین زمان کلیه اطلاعات در این زمینه مسکوت ماند و دیگر ازآن چیزی شنیده نشد.
اورانوس واژگون
در سال ۱۹۹۲ دو دانشمند به نامهای " هرینگتون" و " فون فلندرن" از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا جداگانه روی این مبحث تحقیق کردند و گزیده اطلاعاتی را که به دست آورده بودند منتشر نمودند. آنها مطمئن بودند که داده ها حاکی از این بود که حقیقتا سیاره دیگری وجود دارد و آنها نامش را سیاره " مزاحم" گذاشتند. تحقیقات درآسمان نیمکره جنوبی زمین ادامه یافت و هرینگتون از زکریا سیچین- مترجم داستان آفرینش سومری " انومه الیش" دعوت کرد تا نگاهی به حال یافته های آنها بیندازد. سیچین داده های ستاره شناسی مدرن را با داده های ستاره شناسی دوران باستان مطابقت داد.

در این مهر آکادی جایگاه سیارگان مشخص شده است
انومه الیش - سندی علمی تاریخی است که از نحوه تشکیل منظومه شمسی سخن می گوید. زمانیکه علاوه بر عطارد- زهره- مریخ - مشتری - اورانوس و زحل سیاره دیگری نیز وجود دارد و آن " تیامات" است . تیامات در مدار خود که بین مریخ و مشتری قرار گرفته حرکت می کند و در این زمان زمین هنوز به وجود هم نیامده است...
سیاره ای عظیم و سرگردان به نام نیبیرو در هنگام عبور از کنار منظومه شمسی به دام جاذبه آن افتاده و باعث بر هم خوردن موقعیت سیارات و ماههای آنها می شود. اورانوس را به پهلو می چرخاند و پلوتو را که در اصل قمر زحل بوده از مدارش به بیرون پرتاب می کند. مسیر نیبیرو نیز بر اثر جاذبه سیارات بزرگ بر هم می خورد و قمرهایش به سیاره تیامات برخورد می کنند.

در برخورد اول تیامات به شدت تکان می خورد. اما در گردش دوم اینبار خود نیبیرو است که با تیامات تصادم می کند. بر اثر این برخورد شدید و فاجعه بار عمر تیامات به سر می رسد. قسمت بزرگتر تیامات به مدار کنونی زمین رانده شده و زمین کنونی را می سازد در حالیکه یکی از قمرهای نیبیرو به سمت زمین جذب شده و به ماه غیر عادی آن تبدیل می شود.
خرده ها و آوار سیاره تیامات کمربند خرده سیاره ای و شهابها و ستارگان دنباله دار منظومه شمسی را می سازند.
شکاف و تو رفتگی عظیم و عمیقی که امروز اقیانوس آرام نام دارد گواه بر تصادم تیامات ( زمین قدیمی) با نیبیرو است.
پس از این برخورد- نیبیرو در مداری بیضی شکل در منظومه شمسی قرار می گیرد و جهت چرخش آن برخلاف سیارات دیگر تنظیم می شود. یعنی وارونه و هر ۳۶۰۰ سال یک بار به دور خورشید می گردد. نیبیرو از سمت کمر بند خرده سیاره ای که بین مریخ و مشتری واقع است وارد منظومه شمسی می شود و در نزدیکترین فاصله با زمین قرار گرفته سپس از کنار پلوتو از منظومه خارج می گردد.

عقیده محققان و نویسندگان بسیاری بر این است که درسایه اطلاعات به دست آمده از کاوشگرهای " پایونیر ۱۰ و ۱۱ " و " وویجر ۱ و ۲" و عکسبرداری های مادون قرمز و همچنین گزارشهای روشن هرینگتون و فون فلندرن بعد از مشورت با زکریا سیچین می توان گفت که جستجو به پایان رسیده و سیاره دهم مدتها پیش کشف شده است.
شواهد ژنتیکی مبنی بر حضور آنوناکی بر زمین
اطلاعات به دست آمده از حفاریها مکان لابراتوآر آنوناکی را که در آن اولین انسان به وجود آمد در سمت شرق آفریقا بر بالای معادن طلا در ۲۰۰۰۰۰ سال پیش قرار می دهند.

در لابراتوآر آنوناکی
اینجا دقیقا جایی است که بر طبق نقشه DNA میتوکندریایی مکان اولین زن هومو ساپینس ( Homo Sapience )شناسایی شده است. ( پروژه در جستجوی حوا ).
نقطه سفید مکان ظهور اولین DNA میتوکندریایی است که بعد از آن نسل اندر نسل از مادر به فرزندان منتقل می شود. این ژنوم میتوکندریایی از این زن به تمام انسانهای امروزی منتقل شده است.
مهندسان معادن طلا در آفریقا معادن طلایی متعلق به ۰۰۰ ۱۷۰سال پیش یافته اند که دقیقا در همین ناحیه و در کنار لابراتوآر آنوناکی و اولین انسانهای ساخته شده قرار دارند. توصیفات و توضیحات مهندسی ژنتیک پیشرفته همگی در مدارک باستانی سومر و آکاد و آشور آمده است که با یافته های امروز باستان شناسی مطابقت می کند.
نقصهای علمی این نظریه و پاسخهای موجود
آنوناکی که از سیاره ای به فاصله چند میلیاردی از خورشید آمده بودند و قاعدتا سیاره ی تاریک و سردی داشتند چطور توانستند روی زمین با جاذبه و اتمسفری متفاوت به راحتی باقی بمانند؟
پاسخی که مدافعان این نظریه می دهند این است که متون باستانی در مورد آنوناکی مرتبا تکرار می کنند که آن سیاره ای " تابناک " و " درخشنده " است. این می تواند اشاره به دمای بالای سیاره و یا دمای بالای هسته درونی آن داشته باشد. همینطور عقیده دیگری در فیزیک هست مبنی بر اینکه جرم آسمانی بزرگی که مدار بیضی و طولانی دارد خواه نا خواه با سرعت بیشتری به دور خودش می گردد و بر اثر سرعت گردش, میدان مغناطیسی و حرارتی سیاره تقویت شده و مقادیر بالایی از گرما آزاد می کند. بنابراین امکان توسعه حیات بدون نور مستقیم خورشید هست.
اما طبق همین مدارک باستانی نیبیرو در حال سرد شدن بوده است. طبق گفته های سیچین, آنوناکی به زمین آمدند و مشغول حفاری معادن طلا شدند برای آنکه نیبیرو در حال مرگ بود و اتمسفر آن قادر به حفظ حرارت سیاره نبود. آنها دریافتند که با آزاد کردن مقادیر زیادی از طلا در اتمسفر قادر به افزایش طول عمر نیبیرو خواهند بود.
حال اگر آنوناکی در اتمسفری غیر از زمین تکامل یافته اند و بدون نور خورشید زندگی کرده اند چرا باید کاملا شبیه انسانهای زمینی باشند؟
جواب به زمان تصادم نیبیرو با تیامات بر می گردد. سیچین معتقد است که در زمان تصادم یکی یا هر دو سیاره مستعد حیات بودند و ارگانیسمهای ابتدایی روی یک یا هر دوی آنها در حال ایجاد بوده است. در اثر برخوردی که تیامات را تکه تکه کرد بسیاری از این سلولهای اولیه و یا اسیدهای آمینه و یا سایر انواع پیچیده تر حیات از نیبیرو به تیامات و یا از تیامات به نیبیرو منتقل می شوند. بنابراین ترکیبات اولیه حیات بین دو سیاره یکسان و یا مشابه بوده اند. سایر محققان مانند " نیل فریر " و " بولی " معتقدند که برای تمدن پیشرفته ای مانند آنوناکی ایجاد نژادی که بسیار شبیه خودش باشد کار ساده ای بوده چرا که آنها درصدی از ژنوم خود را روی ژنوم انسان هومو ارکتوس Homo Erectus وارد کردند و انسان هومو ساپینس را با ویژگیهای ظاهری شبیه آنوناکی ایجاد نمودند.
جمجمه انسان هومو ئه رکتوس
این مسئله با توجه به تکنولوژی آنها قابل درک است چرا که در ۲۰۰ هزار سال پیش بر طبق مدارک ثبت شده آنوناکی با مخلوط کردن ژنوم حیوانات و انسان هومو ارکتوس انسانهایی ساختند( هومو ساپینس) که هم هوشمند بودند و هم قدرت تولید مثل داشتند.
جمجمه هومو ساپینس ابتدایی
ژنوم انسان امروزی ۹۸ الی ۹۹ درصد با ژنوم شامپانزه مطابقت دارد و فقط یک یا دو درصد از ژنهای ما هوشمند و متعلق به غیر شامپانزه هستند.
انسانهای هومو ساپینس به مرور زمان و بر اثر اختلاط نژادی با آنوناکی تبدیل به انسان هومو ساپینس ساپینس یعنی انسان اجتماعی و هوشمند شدند.
جمجمه انسان مدرن
ادامه دارد...![]()

