نوشته Robert S.Mason
" توضیحی بر نیروهای قدرتمند در پشت پرده مشکلات اقتصادی و سیاسی دنیا"
------------------------------------------------------------------------------------------
بخشی که برای ترجمه انتخاب کرده ام در مورد تفاوت روح و اسپیریت, موجودات روحی و تکامل دنیوی است.ترجمه این مقاله فقط به منظور گشودن پنجره ها و مفاهیم جدید در ذهن خواننده است. شخص من با تمام مفاهیم گفته شده موافق نیستم و شخصا به تعالیم تئوصوفی اعتقاد ندارم. ولی اعتقاد نداشتن به چیزی دلیل بر ندانستن و نخواندن آن نمی شود.
همانطور که می دانید لغت سل Soul به معنی روح است و لغت اسپیریت Spirit نیز به معنی روح است. در برخی متون بسته به محتوای کتاب, لغت اسپیریت می تواند معادلی برای جن ( یا موجودات نامرئی ارگانیکی یا آلی ) نیز باشد. مثلا در کتب باستانی مثل تورات یا کتب مربوط به علوم احضار و تسخیر, لغت اسپیریت بدون تردید مترادف جن یا دیمن Demon است. اما خارج از این معنا کلمه اسپیریت در خصوص انسان و روح او نیز کاربرد دارد و در علومی مانند جادو و کیمیا, اسپیریت بخشی از روح انسان قلمداد می شود که قدرتهای ماورایی را در خود جای داده است. بعد می رسیم به معنای اسپیریچوآلیتی Spirituality که می تواند" روحی " ترجمه شود اما حق معنا با این لغت ادا نمی شود یعنی معنای این کلمه بسیار گسترده تر از کلمه "روحی" است. گاهی می توان آن را معادل" عرفانی" و گاهی معادل"روحانی" و گاهی به صورت " امور معنوی" ترجمه کرد. یعنی آنچه که خارج از بدن و عالم مادی رخ می دهد.
عالم مادی و معنوی چیست؟
در خصوص عالم مادی هم باید توضیحی بدهم. از دید یک انسان سه بعدی روی سیاره زمین عالم مادی شامل هر چیزی که قابل دیدن و لمس کردن است می باشد. این بدان معنا نیست که هر چه ما نمی توانیم ببینیم یا لمس کنیم غیر مادی است. بلکه هر چیزی که وجود دارد قاعدتا از ماده ساخته شده و اگر چیزی غیر مادی باشد وجود هم ندارد.
این چگالی و کیفیت ماده است که از بعدی به بعد دیگر تغییر می کند و بر چشم ما نامرئی جلوه می کند. بنابراین یک موجود آسمانی مثل فرشته هم قاعدتا بدنی مثل ما از گوشت و خون دارد نه اینکه از بخار یا دود باشد اما به دلیل تفاوت چگالی بدنش در بعد ما می تواند پرواز کند و به چشم ما دیده نشود. مثل اینکه نفت و روغن و آب را با هم قاطی کنیم و هر ماده بر حسب چگالی اش در طبقه ای قرار می گیرد که از دیگری بالاتر یا پایین تر است.
عنصر آهن در دنیای سه بعدی برای ما به شکل تیرآهن جلوه می کند. چون ما که خود اتمهای آهن را نمی توانیم ببینیم و لمس کنیم. این عنصر آهن در دنیای ۴ بعدی و ۱۲ بعدی هم وجود دارد. اما با فرکانس بالاتری وجود دارد که در چشم ما نامرئی است اما از چشم کسی که در بعد ۵ زندگی کند مرئی است. ما باید مفهوم مادی و غیر مادی را از ذهن خود بیرون کنیم و بپذیریم که آنچه غیر مادی است فقط با چشم ما دیده نمی شود اما به این منظور نیست که وزن و رنگ و حجم ندارد.
این عالم نامرئی را که به آسانی نمی توان دید عالم معنوی می گوییم. عالم معنوی دارای همان خواص عالم مادی است اما با چگالی متفاوت.
جن و اسپیریت :
جن در لغت عربی به معنی " نامرئی" است. در فارسی وقتی می گوییم جن یا احساس وحشت به مردم دست می دهد یا تصورات غلطی از موجوداتی ابتدایی و حیوانی در ذهنشان وارد می شود. در نوشته های قبلی هم تاکید کرده ام که قلمرو جنیان فقط سیاره زمین نیست بلکه سراسر کائنات است و معنای جن از آنچه در قرآن آمده بسیار وسیع تر است. جن معادل واژه روح یا اسپیریت نیز می باشد. چرا که روح نیز در چشم ما نامرئی است. از این جهت واژه جن و روح در کنار هم استفاده شده اند.
------------------------------------------------------------------------------------------
از آنجا که این مبحث به مسائل معنوی می پردازد لازم است که مفهوم اسپیریت و روح و جسم را روشن کنم. بر طبق نظریه "استاینر" در کتاب Theosophy جسم در حالت فیزیکی خود در دنیای خارجی واقع شده یعنی دنیایی که مردم آن را می بینند. و روح در عالم درونی واقع شده یعنی دنیای احساسات و عواطف انسان یا حیوان است. ( تئوسوفی/ تئوصوفی = به معنای اصول و مبانی فلسفه دین و متافیزیک است. اعتقاد آن بر این است که ادیان توسط موجودات عوالم دیگر ساخته و به دنیای ما القا شده اند تا سبب رشد و تکامل روحی بشر شوند.)
این احساسها و عواطف از دید دنیای خارجی مثل سبز بودن علف و درد و شادی همه در روح اتفاق می افتند.
همچنین موجودات عالم درونی همه از طریق روح و با اراده خود عمل می کنند اگرچه که اراده همیشه هم آگاهانه نیست. می توان گفت که دنیای مادی بر اساس روح و از طریق احساسات عمل می کند. روح در عواطف خودش است و آنها را در دنیا پیاده می کند.
علاوه بر حیات در عالم درونی روح - انسان می تواند در عالم افکار هم زندگی کند. از طریق تفکر است که ما با چیزهای موجود در دنیا ارتباط برقرار می کنیم.
منظور از اسپیریت عصاره ی افکار است. بر خلاف نظر عموم, تفکر یک امر فاعلی نیست بلکه مفعولی است یعنی به کل دنیا تعلق دارد و در دسترس همگان است.
همانطور که دنیای مادی با روح در ارتباط است با اسپیریت هم ارتباط دارد. ما می توانیم افکار را با اراده خود بیدار کنیم و این افکار به ما احساسات خواهند داد.
دلیل اینکه همه افکار را فاعلی فرض می کنند این است که احساسات را فاعلی می دانند و احساسات هم در تماس با افکار هستند. علاوه بر آن بیشتر چیزهایی را که ما تفکر می پنداریم اصلا تفکر نیستند بلکه افکار کاذب نیمه آگاهانه هستند.
( در دنیای امروز همه تصور می کنند که تفکر زاییده تجربیات خودشان است و به طور خودکار صورت می گیرد. اما در حقیقت تفکر اصلی جهانی است مثل قوانینی که در ریاضیات داریم.)
بنابراین از طریق تفکر ما خودمان را به مفهوم تجربی اسپیریت وصل می کنیم. اگرچه ما خیلی به ندرت تفکرات خود را تجربه می کنیم اما تفکر می تواند تشدید شود تا جایی که به آگاهی برسد و بر اثر این آگاهی ما می توانیم دید دیگری نسبت به دنیا و موجودات دیگر و روح داشته باشیم. در واقع پایه ای برای علوم عرفانی است.
موجودات اثیری و تکامل زمینی
در ادامه ارتباطاط این علوم روحانی مایلم اظهار کنم که موجودات اثیری به نام فرشته (انجل) که( در چشم ما) نامرئی هستند خودشان را در امور زمینی وارد می کنند.
همچنین اظهار می کنم که موجودات اثیری دیگری بالاتر از فرشتگان نیز وجود دارد که بسیار پیشرفته تر از آنها هستند که به نام فرشتگان مقرب ( آرک انجل) در خداشناسی و فرشته شناسی معروفند.
تحقیقات جدید توسط استاینر و دانش باستانی ( از دیونسیوس شاگرد سنت پال) صحبت از حداقل ۹ گروه موجودات فرشته و فوق فرشته ای می کند که در یک نظام طبقاتی واقع شده اند و به آنها "خدایان" نیز می گویند.
نام برخی از این موجودات به ترتیب مقامشان عبارت است از:
۹- فرشتگان یا ( انجلز - پسران شفق- پسران حیات) همه انسانها فرشتگان شخصی دارند که به آن فرشته نگهبان و محافظ گفته می شود و بدن اثیری را حمل می کنند.
۸-فرشتگان مقرب یا( آرک انجلز - ارواح آتش)
۷-باستانیان یا (آرکای- موجودات اولیه و باستانی- ارواح زمان)
۶-اولیاء ( قدرتمندان- ارواح اشکال - جنیان متنفذ) الوهیم و یهوه از این دسته هستند.
۵- محرکان ( جنیان حرکت و حقیقت)
۴-خدایان نامیرا ( ارواح دانش و قلمرو)
۳- اورنگیان (سریریان- حنیان اراده)
۲-کروبیان ( جنیان هماهنگی)
۱- سرافینیان ( اسرافیلیان - ارواح عشق)
اگرچه حکمت دیونسیوسی مدتهاست مرتد تلقی شده است اما وجود این نظام فرشتگان در خود تورات نیز آمده است. فرشتگان در بسیاری از بخشهای آن آمده اند:
- فرشتگان مقرب در ـ یهودا آیه ۹ - تسالونیان بخش ۴ آیه ۱۶
-اورنگیان در- رومیان بخش ۸ آیه ۳۸. کولوسیان بخش ۱ آیه ۱۶ و بخش ۲ آیه ۱۵. افه سیان بخش ۱ آیه ۲۱ و بخش ۳ آیه ۱۰
-کروبیان در- آفرینش بخش ۳ آیه ۲۴ و سفر خروج بخش ۱۲ آیه ۱۸ الی ۲۰ . سفره سیان اعداد بخش ۷ آیه ۸۹ . حزقیال بخش ۹ آیه ۳ . سرودها بخش ۱۸ آیه ۱۰
-سرافینیان در- اشعیا بخش ۶ آیه ۲۱
این ارواح نامبرده هیچ کدام پاک و مقدس نیستند. بسیاری از آنها در بسیاری از موقعیتها رفتارهای نادرست می کنند. اهریمن ( شاهزاده گناهکار این دنیا) یکی از جنیان مرتد شده از گروه اولیاء است که به عنوان فرشته مقرب و بر خلاف خوبیها و نظم کار می کند.
از آنجا که اهریمن از ارواح مخالف است ما برای فهمیدن طبیعت او باید بفهمیم که او مخالف چیست؟ نقشه خدا برای زمینیان و پیشرفت انسانها.
اما جریان به این سادگی هم نیست که یک طرف خدا باشد و طرف دیگر اهریمن.
برای فهمیدن جریانات این دنیا باید وجود و نفوذ و دخالت ۳ گروه از این موجودات اثیری را در فرایند تکامل انسان و کائنات بپذیریم.
( باید این قضیه را روشن کنم که تکامل روی زمین بسیار متفاوت از آن تکامل تصادفی و بی معنایی است که داروینیان و سایر نظریه پردازان تکامل گفته اند. منظور از تکامل یک جریان کاملا هدفدار و جهتدار و برنامه ریزی شده و هدایت شده توسط این موجودات اثیری است.)
خدایان ساده ( معمولی) جریان تکامل دنیا و انسان را خلق می کنند و پرورش می دهند برای اینکه این امکان را برای انسان فراهم کنند تا او به درجه الوهیت ( ارواح آزادی و عشق) که در گروه ۱۰ واقع است برسد. (در تکامل کنونی انسان باید از دوره های مختلف زندگی های زمینی و اثیری عبور کند: تولد - مرگ - تولددوباره) ( دلیل اینکه باید از این مراحل عبور کند آن است که انسان ناقص خلق شده است و دارای روح کاملی نیست. چرا که خالقانش خود مخلوقانی بوده اند که فاقد قدرت لازم برای ایجاد انسانی کامل بوده اند.)
همانطور که از نام آن پیداست " آزادی" اساسی ترین اصل برای رسیدن به این هدف است ( منظور آزادی سیاسی نیست بلکه آزادی روحی است) یعنی که انسان باید استقلال داشته باشد و به عنوان یک موجود یگانه و آگاهانه تصمیم بگیرد.
در دانش رموز و اسرار توسط استاینر این مسئله توضیح داده شده که تکامل در طول ۷ عصر عظیم جهانی صورت می گیرد که ما هم اکنون در عصر چهارم هستیم به نام " عصر زمین".
۳ عصر قبلی به ترتیب " زحل" - "خورشید" و " ماه" بوده اند. اینها عصرهای گذشته کائنات هستند و ارتباطی با نام سیارات هفتگانه منظومه شمسی ندارند. ۳ عصر آینده نیز " مشتری" - " زهره " و " ولکان" هستند. عصر زمین به تنهایی شامل هفت عصر کوچکتر می شود که ما هم اکنون در عصر پنجم آن قرار داریم . این پنچ عصر گذشته عبارتند از: " پولاریان" - " هایپربوریان" - " لموریان" " آتلانتیان" و " پس از آتلانتیان". مرحله پس از آتلانتیس به نوبه خود شامل هفت عصر دیگر است که ما باز در عصر پنجم آن قرار داریم.
چهار عصر گذشته " هندی" -" پارسی" -" کلده-مصری" و " روم-یونانی" هستند که تاریخ ثبت شده از زمان تمدن کلده-مصری آغاز می شود و آنچه امروز به نام فرهنگ پارسی شناخته شده در اصل توسط کلده و مصر نوشته شده است.
این به آن معنا نیست که در سایر نقاط زمین هیچ اتفاق مهمی نیفتاده اما مراکز اصلی و نبض تکاملی در این نواحی واقع شده بوده است.
هر عصر حدودا ۲۱۶۰ سال طول می کشد و مبدا تاریخ عصر پس از آتلانتیس در ۱۴۱۳ بعد از میلاد آغاز شده است. تمام پیشرفتهای آینده از قبل آماده شده اند و به مرور اتفاق می افتند.
نکته: این تخمین ها به شکل احمقانه ای ساده شده اند تا به عنوان راهنمای کوچکی برای هضم این مقاله مورد استفاده قرار بگیرند.
علاوه بر خدایان - یک دسته از موجودات اثیری غیر عادی به نام " لوسیفریان" نیز روی تکامل حیات زمینی تاثیر می گذارند. این موجودات لوسیفری بر خلاف نقشه خدایان برای تکامل فعالیت می کنند. موجودات لوسیفری سعی می کنند بشریت را از جهت تکامل عادی زمینی به سوی جهان غیر عادی و عرفانی خود بکشند ( نور جهانی).
آنها در روح انسان غرور و خودپسندی و بی توجهی به سایر انسانها- توهمات و مفعولیت را وارد می کنند.
از دید انسانها آنها اتحاد - خیالات و تصورات ماورای طبیعی را الهام می کنند. زبانهای بشری و افکار بشری اصلیت لوسیفری دارند و از لوسیفر (شیطان در تورات لوسیفر فلمداد شده است) الهام شده اند. همچنین است ضمیر آگاه انسانی و حس استقلال و سرکشی بر علیه خدایان و نظم جهانی.
همچنین بیمار شدن و عدم مصونیت نسبت به بیماریها از اثرات لوسیفر است. لوسیفر Lucifer موجودی اثیری و والا مقام و رهبر همه موجودات لوسیفری است.
خود لوسیفر در ۳۰۰۰ قبل از میلاد در ناحیه ای در چین در بدنی انسانی متولد شده است که این اتفاق انقلاب بزرگی در آگاهی انسان ایجاد کرد. قبل از آن انسانها نمی توانستند از هوش و مغز خود استفاده کنند و بر پایه غریزه زندگی می کردند.
لوسیفر اولین کسی بود که با هوش خود معنای اسرار خدایان را فهمید قبل از آنکه به توسط خدایان به بشر وحی شود. و اثر این تولد بود که ادیان غیر الهی ( پاگان) و بت پرستانه را آغاز کرد.
نباید تصور شود که این دانش از اصل و ریشه فاسد و غلط است بلکه خوبی یا بدی این دانش بستگی به کسی دارد که آن را فرا می گیرد و برای چه مقصودی استفاده می کند.
فرهنگهای پاگانیست از این دانش استفاده کردند تا وارد عوالم لوسیفری شوند و اثر آن را برای بشر از بد به خوب تغییر دهند. توسط نفوذ لوسیفر است که انسان توانسته از مرحله کودکی بالا بیاید.
سومین گروه از موجودات اثیری که روی انسان و تکامل بشر اثر می گذارند موجودات اهریمنی هستند. هدف اهریمن و همراهانش این است که جلوی پیشرفت زمین را بگیرند تا از عصر چهارم به عصرهای بالاتر نرود( منظور پیشرفت تکنولوژی نیست بلکه پیشرفت روحی است) و می خواهند انسان را تبدیل به یک موجود کاملا زمینی - بی تمدن و اسیر و جدا افتاده از همه خدایان و کائنات کنند.
اهریمن بر دروغ زندگی می کند و او پدر دروغهاست. حرکن اهریمنی مادی کردن و تاریک کردن است. کشتن هر چیز زنده. این حرکت به نوبه خود و در حد متعادل پلید نیست چرا که دنیا به ماده نیاز دارد و ماده برای نقشه خدایان و تکامل بشر لازم است. اما این نیرو وقتی پلید می شود که از حد معقول تجاوز کند. اهریمن همواره تلاش می کند از حد خارج شود و توهمات و دروغها را ایجاد می کند.
ادامه دارد...
http://www.bibliotecapleyades.net/biblianazar/ahriman01.htm#Spirit%20and%20Soul
هریس: اطلاعاتی که به شما رسیده از طریق چانلینگ بوده؟ ( Channelling اصطلاحی است به معنی رسیدن پیامها از طریق کانال ارتباطی بین یک روح آگاه و یک فرد مدیوم)
آلکس: نه. من به ۹۵ درصد از این پیامهای چانل شده شک دارم.
هریس: پس چطور فهمیدید؟ از بچگی؟
آلکس: همه اش در این کتاب نوشته شده ( دفاع از خاک مقدس). از ۸ سالگی شروع شد وقتی در یک پیک نیک خانوادگی در میشیگان بودم و یادم هست که روی علفهای بلندی دراز کشیده بودم و چیز بعدی که به خاطر دارم این است که چشمهایم را بستم و انتظار داشتم کسی مرا پیدا کند وبعد ناگهان دیدم که روی تختی دراز کشیده ام و دو مرد بالای سرم ایستاده اند. یکی از آنها کوتاه قد بود و خیلی پیر به نظر می رسید با پوست خیلی رنگ پریده و در سمت دیگر مرد قد بلندی بود با جثه درشت. هیچ کدام مو نداشتند و به ظاهر بسیار شبیه انسان بودند حتی با وجود اینکه آبی بودند. به دلیل فرکانس سیاره شان که آبی است. بلند قده مورانی نام داشت. البته این نام واقعی اش نیست چون اینها یک نژاد تله پاتیک هستند و از سمبلها و اشکال استفاده می کنند. من آنها را می شناختم. توضیحش سخت است که از کجا می شناختم. ما بیشتر از آن چیزی هستیم که فکر می کنیم.
حرفهایشان را می فهیدید؟
اوه بله! اونها یک برنامه کار گذاشته بودند. یک پیام برای اینکه به من بفهمانند من کی هستم. چیزی روی سرم گذاشتند که شبیه یک کلاه بود اما یک سوراخ در وسط داشت که قالب سر من بود و ساختارش فلزی بود. مورانی سرش را روی یک چیزی که روی میز بود حرکت داد و ناگهان چندین مونیتور روی دیوار ظاهر شدند. در حالیکه هیچ چیز قبلا انجا نبود. ناگهان موجود شدند و بعد چند لحظه بعد ناپدید شدند. یکی از مونیتورها ضربان قلب مرا نشان می داد. مثل خواندن فکر بود و هر چه من فکر می کردم به صورت تصاویر نشان داده می شد. خیلی تحت فشار بودم!
واقعا؟
بلافاصله شروع کرد به نشان دادن این تصاویر مثل فیلم و من به طور غریزی فهمیدم که اینها زندگیهای قبلی من بود. آنها می خواستند به من بفهمانند که من که بودم و چه رابطه ای با آنها داشتم و هر چیزی که آنها نشانم می دادند در اصل درون مغز خودم بود. این اطلاعات در بخشی از مغز هستند که ما مدتهاست به آن دسترسی نداریم بخاطر دستکاری ژنتیکی که روی ما شده است.
این سوال را بخاطر تحقیقات خودم می پرسم. هیچ کدام از اینها که می گویید Phychotronic interference نیست درسته؟ ( سایکو ترونیک اینتر فیه رنس یا دستکاری روانی الکتریکی اصطلاح بسیار نایابی در علوم مخفی است که در این جریان از طریق امواج مصنوعی که به مغز انسان می فرستند تصاویر و افکاری را واقعی نشان می دهند که در اصل وجود ندارند. مکانیسم آن پیچیده است ولی به طور خلاصه ایجاد تصاویر مغزی به طور مصنوعی و با استفاده از امواج خاصی است که طبق تحقیقات انجام شده بسیاری از دولتها از این مکانیسم برای تاثیر گذاری روی مردم استفاده می کنند. استفاده از آن توسط دولت آمریکا ثابت شده است که شاید بعدها به آن بپردازیم. در اینجا هریس می خواهد تاکید کند که آنچه آلکس کولیر مدعی شده است حاصل دخالت امواج مصنوعی نیست و واقعا اتفاق افتاده است.)
من روی عرشه سفینه بوده ام.
پس این را به شما نشان دادند و بعد شما چه کردید؟
در اصل داشتند به من در مورد خودم تعالیمی می دادند.
خب پس شما اهل آندرومدا هستید؟ این چیزی است که به شما گفته اند؟
درسته. روح من اهل آندرومدا است.
روح شما هم در اینجا متولد نشده. روح هیچ کس اینحا روی زمین متولد نشده است. همه ما در قالبهای فیزیکی به این دنیا وارد شده ایم. ما به اینجا برگشته ایم چون انتخاب خودمان بوده یا اینکه در جریان یک جنگ کشته شده بودیم. هزاران هزار جنگ در اینجا داشته اند. من وقتی این حرفها را به مادرم زدم خیلی خیلی وحشت کرد.
مطمئنا.
بخاطر رابطه خویشاوندی من با آنها و مدت زمانی که با آنها سپری کردم قادر بودم افکارشان را بشنوم. گاهی به آنها نگاه می کردم و فریاد می زدم " از من دور شو..از مغز من برو بیرون" چون افکارشان را می شنیدم.
الان هم اینکار را می کنید
بعضی وقتها
خب. آیا برخوردهای دیگری هم داشتید؟
اوه بله. برخوردهای زیادی داشتم. آنها به خانه ما می آمدند و در شب مرا از تختم بلند می کردند.
بحثهای زیادی روی این مسئله هست که آیا آنها بدن مادی را می برند یا بدن ستاره ای را؟ یعنی اگر مادرتان در اتاق را باز کند برای مثال شما در تخت هستید یا نه؟ مثلا در مورد اتفاقی که برای مایکل ولف افتاد پدر و مادرش او را دیدند که ناپدید می شد و بعد در جنگل پیدایش کردند.
این یک اتفاق مادی است. پدر من هم این را تجربه کرده است. پدرم این عادت را دارد که نیمه شب بیدار شود و چیزی بخورد. و یک شب همانطور که برگشت نوری را در اتاق من دید که چشمک می زند و بالای سر من از من محافظت می کند. بعد احساس کرد که نور به او نگاه می کند و همانطور که در اتاق را باز می کرد نور به من نگاهی کرد و از پنجره بیرون رفت. صبح در این مورد با هم صحبت کردیم و پدرم گفت: دیشب دوستانت را دیدی؟ من گفتم بله و بعد از آن دیگر در موردش حرفی نزدیم.
هنوز هم این اتفاق می افتد؟ هنوز هم نور آبی است؟ آیا یک دریچه میان بُعدی است که باز می شود؟ و نشانه هایش چیست؟
یک اشعه هست مثل لیزر به رنگ آبی که تمام اتمهای بدن مرا ناپدید می کند. کاری که می کند این است که تمام اتمها و ملکولهای مرا از هم جدا می کند به طوریکه می توانم از میان نور رد شوم و وارد سفینه می شوم و در آنجا دوباره به حالت اول بر می گردم.
احساس خوبی دارد؟
احساس آزادی..باورش مشکل است.
هیچ مشکل بدنی پیش نمی آید؟
نه من هیچ وقت مشکلی نداشته ام و خودم را ربوده شده نمی دانم.
بین ربوده شده و تماس گرفته شده تفاوت وجود دارد. ( تماس گرفته شده یا Contactee کسی است که با میل خود همراه موجودات غیر زمینی می رود و یا بدون اجبار به او پیامهایی القا می شود).
من می دانم و شما هم می دانی. این عمل به میل من انجام می شود.
اگر کسی هوش و توانایی پذیرفتن تماس را نداشته باشد آن را یک حمله اشغالگرانه تصور می کند و تجربه بدی است. آیا احساسی داشتید که شما بخشی از یک ماموریت هستید و اینکه با موافقت خودتان قبل از تولد انجام شده است؟
طبق گفته آندرومدایی ها ما از خاندان سلطنتی هستیم. همه روی این سیاره هستند و این ارتباطی با جایی که روحمان در آن متولد می شود ندارد. غالبا مردم این دو را قاطی می کنند. ما از ژنتیک سلطنتی هستیم چون مخلوطی از ۲۲ تا از بهترین نژادهای کهکشانی هستیم که اینجا روی زمین فرود آمده اند و با هم زاد و ولد کرده اند در طول میلیونها میلیون سال و ما را دستکاری ژنتیکی کرده اند و بعد هم ما را رها کردند و رفتند.
این یعنی چی؟
بعضی از ما برگزیده شدیم که اینحا باشیم در این زمان برای اینکه بتوانیم تغییرات مثبتی ایجاد کنیم بدون دخالت مستقیم. یعنی بعضی از آنها در بدن فیزیکی روی سیاره وارد می شوند و روی کل نژاد تاثیر می گذارند.
آیا صحبت از اشغالگری بدن است؟ ( منظور روح اشغالگر یا Walk in است)
نه
در چه سنی اینها را می دانستید و ممکنه سنتان را بگویید؟
من چند سالمه؟ ۴۴ سالمه و وقتی ۱۶ ساله بودم این مطالب را می دانستم. هر چیزی که قبلا فکر می کردم واقعی است در اصل واقعی نبود. در آن زمان من یک فوتبالیست خوب و یک بیسبالیست خوب بودم و صادقانه بگویم سالها طول کشید- در حقیقت تا زمان تولد پسرم نیکولاس طول کشید تا بفهمم که چکار باید بکنم. حالا تجربه دارم و یک جهان بینی غیر زمینی و به زمین نگاه می کنم و فکر می کنم اینجا یک دیوانه خانه است.
زندانیان این جامعه را اداره می کنند. وقتی می بینم که هیچ کس خواهان دانستن نیست دیوانه می شوم. الان ۱۱ سال است که من این حرفها را زده ام و یک گروه خیلی کوچک شنیده اند. اصولا من آدم منزوی هستم و در اجتماع ظاهر نمی شوم. من اینجا نیامده ام که زمین را نجات دهم یا چیزی شبیه به آن چون اصلا در توان من نیست و انتخاب من نیست. این انتخابی شخصی است و هیچ کس هم قرار نیست که بیاید و ما را نجات دهد. نه مسیحی هست و نه کریشنایی. خدا به کسانی کمک می کند که به خودشان کمک کند.
این موجودات واقعا شما را به سیاره و سفینه خودشان بردند؟
اول در یک سفینه بودم. بعد به یک سفینه دیگر برده شدم و سه ماه در آن گذراندم اما به زمان زمینی ۱۸ دقیقه گذشت چون آنها زمان ندارند.
سفینه اش بزرگ بود؟
۹۰۰ مایل مربع مساحت دارد و درست در خارج از کمربند خرده سیاره ای قرار گرفته. چندین نژاد مختلف در آن هستند و در تلاش برای یافتن راهی که به ما کمک کنند بدون اینکه مزاحممان شوند و این کار سختی است. چون نمی خواهند کسی آنها را ببیند یا بپرستد.
بخاطر دانستن این مطالب شما آدم خطرناکی به حساب می آیید؟
به من گفته شده که ساکت باشم و اینکه این حکومت خیلی خیلی ترسیده. آنها با یک گروهی از فضاییها قراردادهایی بستند و بعد همه کنترل از دستشان خارج شد.
این گروه چه کسانی هستند؟
فقط یک گروه نیست بلکه یک اتحادیه هم هست.گری های زتا ۱ و زتا ۲ و سیریوسB. انسان نماها - لیرانها - دراکونیان یا همان نژاد خزندگان ( یا نزول کردگان) که از اوریون هستند از سیاران ریگل و کاپه لا. این دسته آخر هستند که اهداف منفی دارد و کنترل اوضاع را در دست دارند. آندرومدایی ها و پلیادیان به همراه گری های زتا رتیکولای منتظرند ببینند که ما چه واکنشی نشان می دهیم به عنوان یک نژاد مثبت.
گریها و نوردیک ها و ..؟
اینها که روی زمین هستند به صورت مصنوعی ساخته شده اند. نوردیکها کلون هستند و با کامپیوتر کنترل می شوند. در اصل روح زنده ندارند. کلون ها در حدی روح دارند که می دانند وجود دارند اما وقتی بمیرند همه چیز تمام می شود. یعنی بعد از آن دیگر وجود ندارند. برای همین است که تلاش می کنند با زمینیان آمیزش کنند و روحشان را تکامل دهند.
چگالی بُعد سوم در نهایت از بین خواهد رفت و بخش اعظم آن قرار است به بُعد چهارم و تعالی وارد شود و آن بخشهایی که نمی توانند به تعالی وارد شوند یا دلشان نمی خواهد که ارتعاششان بالا رود, خودشان را جمع می کنند و از طریق یک سیاه چاله خودشان را به فضای دیگری می رسانند و دنیای دیگری تشکیل می دهند و در آن تکامل می یابند چو ن این بُعد دیگر وجود نخواهد داشت. این یک جریان طبیعی است و گویا قرار است در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۳ اتفاق بیفتد.
پایان تقویم مایاها.
حالا این نژادهای دیگر که روح ندارند می دانند که این اتفاق قرار است بیفتد و چون آنها روح ندارند نمی توانند وارد بعد چهار شوند و این جچش را بکنند. روح حیست؟ روح در اصل..یعنی ما رسانای نور و ابعاد متعدد آن هستیم. ما خود نور هستیم.
خب آیا آنها به ضمیر جمعی یا خدا اعتقادی دارند؟
به نام " بودن" به آن اشاره می کنند. خدایانی که در موردشان صحبت می کنند. پسران خدا با دختران آدم ازدواج کردند و اینها غیر زمینیان بودند. یک هوش عظیمی وجود دارد ولی ما فقط از ۱۵ درصد مغزمان استفاده می کنیم. طبق گفته آنها ما فقط در همین حد می توانیم کائنات را درک کنیم در حالیکه این یک مسئله بی نهایت است و ما امکان ندارد که بتوانیم بفهمیم.
این نژادها می خواهند روح خلق کنند چون فکر می کنند که اگر با ما مخلوط شوند صاحب روح خواهند شد. دلیل اینکه خیلی به زمین علاقه دارند این است که ژنتیک ما خیلی نایاب و سلطنتی است. برای همین است که دارند ما را مجبور می کنند که عوض شویم. ما می توانیم ارتعاشات خود را انتخاب کنیم و ما واقعا شگفت آوریم!
---------------------------------------------------------------------------------------
این گفتگو وارد بررسی نژادهای بیگانگان و تاریخ زمین و تکنولوژی های پیشرفته شد که با جزئیات در کتاب دفاع از خاک مقدس قید شده است- پائولا هریس
--------------------------------------------------------------------------------------
سوال: من می خواهم در مورد دوگون ها Dogons بپرسم که قبیله دوگوونها در آفریقا می گویند با سیریانی ها Sirians ارتباط دارند.
آلکس: قبل از اینکه ما بفهمیم اصلا سیریوس وجود دارد آنها نقشه های ستاره ای از آن داشتند. نمی دانم اگر واقعا ارتباطی هست یا نه ولی این مردم واقعا دم دارند درست مثل نژاد سیریانی.
سوال: در مورد تعالی گفتید. آیا به ما هم کمکی می شود که متعالی شویم یا می دانیم چه کسی به ما کمک می کند؟
آلکس: فکر می کنم که خیلی احتمال دارد.
واساییس Vasais (یکی از آندرومدایی ها که با آلکس تماس گرفته بود) یکبار قبل از اینکه اینجا را ترک کند به من گفت که نژاد زمینی یکی از مستعد ترین نژادهایی است که تا به حال دیده اند.
اما اگر که شورای آندرومدا نقشه ای را که دارد عملی کند یعنی در عرض سال آینده همه گونه های غیر زمینی را از زمین و ماه بیرون بریزد و بعدش آنها اعمال و رفتار زمینیان را تحت کنترل بگیرند تا ببینند بدون دخالت غیر زمینیان در امور ما چطور تصمیم گیری می کنیم و آیا آماده هستیم یا نه. آیا واقعا ما متحد خواهیم شد؟ نکته ای که قبلا ذکر کردم این است که حدود ۳۰۰ سال هیچ غیر زمینی روی زمین نبود و دخالتی نداشت و چه اتفاقی افتاد؟ ما همه نظامهای پادشاهی اروپا را سرنگون کردیم و ایالات متحده آمریکا را بنا کردیم. ایالات متحده آمریکا هرگز نباید اتفاق می افتاد و شکل می گرفت و کاملا تصادفی شد.
خاندانهای سلطنتی اروپا که از نژادهای غیر زمینی هستند هرگز قرار نبود که سرنگون شوند و کنترل زمین را از دست بدهند. ولی وقتی آمریکا جعبه پاندورا را باز کرد ( یعنی جن را از شیشه در آورد) اکثر مردم دنبالش راه افتادند چون همه از دیکتاتوری خسته شده بودند و هنوز هم هستند.
سوال: در مورد تغییر شکل دراکونیان چیز خاصی هست که بگویید؟
آلکس: این را قبلا هم گفته ام. تکنولوژی تغییر شکل وجود دارد یعنی یک نفر شکل هولوگرافی متفاوتی دور خودش ایجاد کند و به چشم شما جور دیگری بیاید. بله این علم وجود دارد اما آیا این دانش الان روی زمین استفاده می شود؟ خیر روی زمین نیست. آیا یک موجود مزاحم می تواند بدن انسان را تحت کنترل خودش بگیرد؟ بله صد در صد می تواند.
و چگونگی آن هم خیلی ساده است. یک نفر را می ربایند و به آهستگی او را می کشند به قدری آهسته که وقتی دقیقا آخرین نفسش را می کشد یعنی عصاره اش بدن را ترک می کند بلافاصله فرد دیگری را در جسد جایگزین می کنند. چند لحظه بعد که بدن از روی تخت بلند می شود در اصل همان بدن است اما با روح فرد دیگری.
این تکنولوژی الان وجود دارد روی زمین و استفاده می شود.
سوال: به این "روح داخل شده "و " اشغالگر" می گویند؟
آلکس: بله درسته.
سوال: آنوقت اینها خاطرات همان شخص اصلی را دارند؟
آلکس: بله دارند. ولی درک من این است که بین سه تا هفت ماه این افراد آفتابی نمی شوند چون یک مدت زمانی لازم است که با بدن جدید خو بگیرند و خودشان را تنظیم کنند. بگذارید بیشتر توضیح بدهم: اصطلاح این است که " ما دیدیم فلانی تبدیل به خزنده شد و واقعا یک خزنده دیدم". این احتمالا صحت دارد.
اما معنیش این نیست که واقعا آنها دارند از تکنولوژی سود می برند تا به چشم ما انسان بیایند. بلکه آنها واقعا داخل بدن انسانی هستند. ولی باید یادتان باشد که خزندگان به احساسات عادت ندارند یعنی آن عواطفی که ما داریم را آنها ندارند. حتی هیچ کدام از نژادهای انسانی عواطفی که ما داریم را ندارند. پس امکان دارد اگر در موقعیت هیجان انگیزی قرار بگیرند چون بدنشان انسانی است خزنده درون آن نمی داند چطور نسبت به این احساسات واکنش نشان دهد و احتمالا می ترسد و وقتی این اتفاق می افتد از آنجا که این خزندگان فوق العاده روحهای قدرتمندی دارند شما می توانید یک تصویر محو و هاله ای از شکل واقعی آنها ببینید چون نمی توانند احساسات را تحمل کنند و نمی دانند چطور کنترلش کنند.
این چیزی است که به من گفته اند.
سوال: یک خزنده واقعی می تواند با یک انسان آمیزش داشته باشد؟
آلکس: بله می تواند ولی حاملگی رخ نخواهد داد. اگر حاملگی صورت بگیرد از طریق دستکاری ژنتیکی بوده است.
سوال: پس چرا باید این کار را بکنند؟
آلکس: راستش نمی دانم چرا ولی می توانند چون آنها هم آلت جنـسـی دارند.
سوال: من به خیلیها برخورده ام که این تجربه را داشته اند.
آلکس: ممکن است آنها انسانها را تماشا کرده اند که در آن حال چه می کنند و چه احساسات داغی نشان می دهند و احتمالا کنجکاو شدند که خودشان هم تجربه کنند.
سوال: به نظر می رسد که خزندگان مجذوب خیلی از نژادهای روی زمین هستند. گفتید ۲۲ نژاد؟
آلکس: بله خیلی مجذوبند.
سوال: شما همه بیگانگان و مشخصاتشان را می دانید؟
آلکس: برخی از آنها را می دانم ولی برای افشای آن امشب آماده نیستم ولی حتما به زودی صحبت خواهیم کرد. قول می دهم چهار هفته دیگر روی وب سایت قرار بگیرد. من خیلی علاقه مندم که یک لیست درست کنم تا همه بدانند کی و چی هست. و هر کسی که علاقه داشته باشد پیدایش می کند.
سوال: جواب این سوال الزامی نیست ولی آیا نژاد قفقازی( پوست سفید و چشمان روشن- منظور سکنه اروپا و آمریکا) یک نژاد مخلوط است؟
آلکس: بله ما مخلوط هستیم.
سوال: احتمال این هست که ما سیاره زمین را پس بگیریم؟
آلکس: سیاره به ما تحویل داده خواهد شد اما اینکه چکاری با آن بکنیم مسئولیت خودمان است. آنها خارج می شوند و همه چیز را به ما می سپارند و هر بلایی هم که ما سر اتمسفر و بیوسفر بیاوریم آنها کمکی نخواهند کرد.
سوال: این بحث مناظره کهکشانی بود.
آلکس: بله این دقیقا موضوع مناظره کهکشانی بود و نتیجه ای که گرفتند این بود که زمینیان نه به خودشان احترام می گذارند نه به دیگران و نه به خانه شان. چه ارزشی دارند؟ این حرفی بود که زده شد که ما از همان ابتدا دستکاری شده ایم.
سوال: حالا اگر تعداد محدودی انسان مسئولیت را به عهده بگیرند به جای دیگران چه؟
آلکس: من هم امیدورام که چنین کنند.
سوال: گفتید این اتفاق سال آینده می افتد؟
آلکس: تاریخی که به من گفته اند ۱۲ آگوست ۲۰۰۳ است. دلیل اینکه این تاریخ دقیق را به من دادند...یادتان می آید پروژه فیلادلفیا و آنچه در کشتی الدریج اتفاق افتاد؟ که آنها تونلی در زمان زدند؟ با این کار یک پل ارتباطی ساختند که قرار نبودآنجا باشد. حالا برخی از نژادهای دیگر که در آن حوالی بودند به داخل این تونل کشیده شدند از زمانها و مکانهای مختلف و الان از زمان خود خارج شده اند.
نظریه این است که یا ما باید از آنها در اینجا نگهداری کنیم یا اینکه اجازه دهیم به زمان خود برگردند و تاریخ باز شدن تونل هم در ۱۲ آگوست ۲۰۰۳ است.
سوال: ۶۰ سال شده است؟
آلکس: بله وقتی این سوارخ باز شود این فرصت دست می دهد که آنها به زمان خودشان و جایی که به آن تعلق دارند برگردند. امید این است که این کار را بکنند. وقتی که تونل بسته شود آن نژادهای دیگر از آن سو در آن را خواهند بست یعنی به محض اینکه از تونل عبور کنند و بسته شود آن را مهر و موم می کنند تا مطمئن شوند که در آینده باز نخواهد شد.
این فقط برای ما مشکل درست نکرد بلکه برای همه مشکل ساز شد چون یک پل بین دو زمان مختلف زد.
سوال: در آن روز ما چیزی حس خواهیم کرد؟
آلکس: سوال خیلی خوبیه. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که در آن روز من مرخصی می گیرم و اگر بفهمم که کار عقب افتاده می روم به سر کارم.
سوال: آیا ارتباطی بین این اتفاق و نزدیک شدن سیاره نیبیرو وجود دارد؟
آلکس: این هم خیلی سوال خوبی است. دو سال پیش یک گروه از خاندان نیبیرو از خاندان انکی به سراغ شورای آندرومدا رفتند و برای ورود به منظومه شمسی ما اجازه خواستند. برای اینکه تجهیزات معدن سازی و سایر وسایلشان را که روی زمین گذاشته بودند برگردانند. بحثهای زیادی رخ داد. تمدن آندرومدا کاملا مخالف بودند برای اینکه نیبیروها به بدقولی خیلی معروفند. ولی شورای آندرومدا در نهایت رای مثبت داد. در واقع آنها دارند میایند و این چیزی که میاید سیاره نیست بلکه یک سفینه هوشمند به بزرگی یک سیاره است که می تواند مانور دهد و جهتش را به هر سمتی عوض کند و می تواند هر جا خواست برود. برخلاف آنچه می گویند روی مدار نمی چرخد و به دور خورشید هم نمی چرخد.
سوال: پس به ما لطمه ای نمی زند؟
آلکس: به ما لطمه می زند چون خیلی نزدیک می شود و می تواند مشکلات زیادی اینجا ایجاد کند.
سوال: واقعا به همان بزرگی است که می گویند؟
آلکس:بله. آندرومدایی ها در مورد سفینه های مادر در کهکشان آندرومدا به من گفته اند که بزرگیشان دو برابر سیاره مشتری و میلیاردها موجود را در خود جای داده است. واقعا شگفت آور است. بگذارید بحث نیبیرو را تمام کنم. آنها دارند میایند و در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد من هیچ اطلاعی ندارم. صادقانه بگویم که آندرومدایی ها تصور می کنند که نیبیروها دروغ می گویند و برای برداشتن وسایل معدن به زمین نمی آیند چون بیشتر تجهیزات آنها در حلقه های زحل قرار دارند. پس خیال دیگری دارند.
یک غیر زمینی تنزل یافته کیست؟ از کجا بفهمیم که یک غیر زمینی دو رگه است یا تنزل یافته یا تکامل یافته؟ کاری که آندرومدایی ها می کنند این است که تفکرات آن فرد را تحت نظر می گیرند تا بفهمند که آیا سوء نیت دارد یا خیر. با مشاهده کردن افکار.
آنها تکنولوژی دارند که تمام امواج مغز را به صورت تصویر نشان می دهد. مثل یک دستگاه فتوکپی عکس امواج مغزی و افکار را می گیرد و اگر ببینند که فکری منفی وجود دارد آن فرد را علامت گذاری می کنند و می دانند کجا می رود و الان در کجای سیاره قرار دارد. همه نژادهایی که عضو شورا هستند این کار را می کنند و فقط در منظومه شمسی ما ۳۸ نژاد مختلف وجود دارند.
سوال: مثلا هیتلر یک تنزل یافته محسوب می شود؟
آلکس: بله تنزل یافته محسوب می شود اما احتمال دارد که روح سوار شده باشد. اگر روح وارد شده نباشد آنوقت با آن برخورد می شود اما اگر روح دیگری باشد که در آن بدن سوار شده کاری نمی توان کرد چون روح تولدی نیست.
سوال: در مورد ایلومیناتی چه؟
آلکس: خیلی از آنها ارواح اشغالگر هستند ولی فقط یک خاندان هست اینطور که به من گفته شده ومن هم نامشان را نمی توانم بگویم چون دردسر بزرگی برایم خواهد بود. اما فقط یک خاندان هست که در آن بچه هایی که متولد می شوند در سن سه سالگی تعویض می شوند. یعنی روحشان عوض می شود و روح جدید با بدن رشد می کند.
همین خاندان در اصل به عنوان ناقل استفاده می شوند. یعنی در واقع از خط ژنتیکی ایلومیناتی نیستند ولی به جای آن معرفی می شوند. منظورم را می فهمید؟ یعنی وانمود می کنند چون این خانواده برگزیده شده اند که این نژاد خاص به آن وارد شوند.
سوال: برای جفت گیری؟
آلکس: بله برای زاد و ولد. نمی خواستم از این لفظ استفاده کنم چون چندش آور است.
سوال: بعضی از ایلومیناتی عزل می شوند ولی بعضی دیگر نمی شوند؟
آلکس: آنهایی که روح اشغالگر هستند عزل می شوند. آنهایی که کد ژنتیکی غیر زمینی دارند هم عزل می شوند. اگر نژاد زمینی خالص باشند و حرامزاده های بد ذاتی باشند آنها باقی می مانند و ما مجبوریم با آنها سر کنیم چون از نژاد ما هستند.حقیقت این است که اینها مشکلات روانی و دیوانگی دارند و شواری آندرومدا هم نمی خواهد با آنها روبه رو شود. ما مجبوریم روبه رو شویم.
ما باید برای نژاد خودمان مسئول باشیم و باز این بر میگردد به سنتهای ما. رفتار فردی روی رفتار اجتماعی و گونه تاثیر می گذارد.
سوال: آیا علامت مشخصی وجود دارد که بدانند چه کسی تنزل یافته است؟
آلکس: علامت؟ آنها به علامت احتیاجی ندارند چون امواج مغز را دارند و تصاویر افکار را دارند. کاری که می کنند این است که ماهواره ها و دستگاههای مخصوص را روشن می کنند و فرکانس مغزی آن فرد را ردیابی می کنند و این کامپیوترهای فوق پیشرفته هر حرکتی که فرد بکند را ثبت می کنند و بعد آن فرد خواسته می شود و باید جوابگو باشد.
سوال:فکر می کنید کسانی که در این اتاق هستند و در جاهای دیگر که حرفهای شما را می شنوند دلیلش این است که همه ما قرار است به این تغییرات کمک کنیم؟
آلکس: اینطور فکر می کنم. همه مردم نمی توانند بفهمند که این دانلودها چطور انجام می شود. مثلا یهودی های متعصب یا مسیحیان مومن - درک و هضم این حرفها و تغییر دادن خودشان کار بسیار سختی است چون تمام این حرفها برخلاف تعالیمی است که دین به آنها می دهد. و اگر واقعا بخواهند این اطلاعات را بررسی کنند یک تجربه خیلی جالب برای همه ما خواهد بود.
همه ادیان از بین خواهند رفت در عرض یک چشم برهم زدن از میان خواهند رفت.
سوال: بعضی مردم الان فکر خواهند کرد که شما دیوانه هستید.
آلکس: قبلا هم این را شنیده ام اما خوشبختانه همسرم و فرزندانم این فکر را نمی کنند و این تنها چیزی است که برای من اهمیت دارد. آنها غیر زمینیان را خواهند دید و سفینه های غول آسا را خواهند دید و به آنها خیره شده و خواهند گفت : دارم خواب می بینم؟"
من باور دارم که یک حرکتی در حال وقوع است برای تعلیم دادن به مردم و فکر می کنم افرادی در درون خود حکومت هستند که نیت خیر دارند و می خواهند در حل مشکلات کمک کنند. اینکه امثال من بتوانیم حرفهایمان را بزنیم و بعضی ها آن را ضبط کنند.
من و همسرم راجع به این مسائل سر شام حرف می زنیم و چند بار هم مایک راس را دعوت کرده ایم. راجع به این حرف می زنیم که حالا چطور این اطلاعات و حرفها را بزنیم و به دیگران برسانیم. تنها کاری که می توانم بکنم این است که پیشکش کنم و من از این راه مطمئنا درآمدی ندارم.
سوال: چون ما به این حقایق باور داریم آیا احتمالش هست که آندرومدایی ها ما را هم به عنوان سخنگوی خود انتخاب کنند؟
آلکس: من مدت ۱۵ سال است که با آنها در این مورد صحبت می کنم. تصور من این است که در عرض چند سال آینده افراد بیشتری تحت تماس قرار خواهند گرفت. اما بسته به نوع ژنتیکی که در بدن شما حاکم و غالب است و بر حسب خاندان و نژاد افرادی را انتخاب خواهند کرد. کار اینطور انجام می شود و همه بر می گردد به میراث ژنتیکی و خاندانی.
خانمها و آقایان باعث افتخار من بود که در خدمتتان باشم و بار بزرگی از روی دوشم برداشته شده...شاید حالا موهای سرم رشد کنند.
فقط می خواهم بگویم متشکرم.
پایان ترجمه سخنرانی اول
=======================================
تفسیرات:
وقتی خودم ترجمه را خواندم به نظرم آمد خیلی از مطالب برای خواننده مبهم است چون بسیاری از معانی و مفهومها را باید قبلا و جداگانه توضیح بدهم تا حرفهای آلکس کولیر در نظر خواننده معنا پیدا کند. از این جهت در اینجا توضیحاتی در مورد پدیده معروف به " تغییر شکل" یا Shape shifting و پدیده Walk-in یا روح اشغالگر یا داخل شده می دهم.
اصطلاح تغییر شکل اولین بار توسط یکی از نویسنده های تئوریهای توطئه به نام " دیوید آیک" استفاده شد. او معتقد است که سران دولت آمریکا و تمام قدرتمندان جهان خزندگانی هستند که قابلیت تغییر شکل به انسان دارند. یعنی غیر زمینیانی از سیریوس هستند که خودشان را به صورت انسان به ما نشان می دهند و قدرتهایی از قبیل هیپنوتیزم جمعی و تغییر شکل نیز دارند. اینکه فسلفه و مدارک دیوید آیک برای اثبات گفته هایش چیست را به بعد موکول می کنیم. بنابراین آنجا که از آقای کولیر در مورد تغییر شکل سوال می شود منظور تغییر شکل خزنده به انسان و برعکس است که برخی شاهدان آن را عینا دیده اند و گزارش داده اند که فلانی جلوی چشم ما تبدیل به خزنده ای دوپا شد و دوباره به چهره انسانی برگشت. این تغییر شکل که در میان جنیان هم خیلی رایج است توسط برخی محققان تایید شده است. اما آقای کولیر در اینجا اظهار می کند که اگرچه تکنولوژی تغییر شکل با استفاده از تصویرهای هولوگرافیکی وجود دارد اما روی زمین استفاده نمی شود چرا که خزندگان برای رفت و آمد در میان مردم روش دیگری را به کار می گیرند.
این روش " اشغالگری روح" یا به عبارت دیگر " داخل شدن روح خزنده به بدن یک انسان مرده است". که چگونگی آن را توضیح دادیم. پدیده "وارد شدن روح" یک پدیده بسیار رایج نه فقط در میان خزندگان بلکه در میان انسانها نیز هست که قبلا در بحث مربوط به کیمیاگری گفتیم و اینکه با جن زدگی تفاوت دارد و بعدها هم به آن اشاره خواهیم کرد. بر این اساس کولیر ادعا می کند که سران ایلومیناتی با برنامه ریزی قبلی در میان خانواده های خاصی به دنیا می آیند. یعنی روح طبق قرار قبلی وارد جسم بچه ای می شود که در آن خانواده به دنیا آمده و هدف از این تولد هم مشخص است. برخی از ایلومیناتی هستند که زمینی هستند و برخی هم غیر زمینی که طبق گفته ایشان فقط سران زمینی که افرادی بسیار خشن و با خلق و خوهای حیوانی هستند در مسند قدرتشان باقی می مانند در حالیکه ارواح دیگر پس از به انجام رساندن ماموریت خود از زمین خارج می شوند. همچنین به هیتلر اشاره می کند که احتمال دارد هیتلر یک روح اشغالگر در بدن انسانی به نام هیتلر بوده که ماموریتش را به انجام رسانیده و در این صورت مجازاتی برای او در نظر گرفته نمی شود برای اینکه روح اصلی نبوده بلکه روحی است که صاحب بدن را کشته و خودش وارد جسم او شده است. که البته این مسئله بسیار پیچیده تر از آنی است که به نظر می رسد!
روح تنزل یافته کسی است که دارای افکار منفی باشد که توسط نیروهای کهکشانی علامت گذاری شده و ردیابی می شود. منظور کولیر از این قسمت آن است که چون مجلس آندرومدا به خاندان انکی مشکوک است و می داند که دارند دروغ می گویند آنها را علامتگذاری می کند و پس از آمدن آنها به زمین اعمال آنها را زیر نظر می گیرد تا بداند به چه دلیل به زمین آمده اند. اما از آنجا که اجازه ورود آنها به زمین صادر شده به هیچ عنوان قدرت مداخله یا بازداشتن نیبیروها را ندارد.
حالا می خواهم در مورد گری ها ( خاکستری ها) Greys صحبت کنم.
نام دیگرشان دا, DOW یعنی آندرومدایی ها با این نام آنها را می شناسند.
گری ها از صورت فلکی زتا رتیکولوم Zeta Reticulum هستند و یک نژاد جنگنده و ارتشی هستند و بسیار با انسانها نامهربان.
انسانها هرگز قادر نبوده اند یک مذاکره موفقیت آمیز با گری ها داشته باشند. خیلی قراردادها بستند و تعهد نامه امضا کردند اما گری ها هرگز به عهدشان پایبند نماندند و آنقدر از نظر تکنولوژی جلو هستند که همه انسانها به دنبال راهی برای خلاصی از شرشان هستند. در دنیاهای درونی همیشه زحمت آفرینند و اکثر موجودات از آنها دوری می کنند. گری ها اصلا انسانها را درک نمی کنند.
آنها معتقدند که همه نژادهای بی ارزش باید نابود شوند. در تمام جنگهای اجرایی شرکت کرده اند. و تا کنون سه نژاد را منقرض کرده اند و بخاطر دستکاری ژنتیکی بیش از اندازه روی دو نژاد تحت پیگرد و بازجویی هستند. قابل توجه است که یکی از این دو نژاد ما زمینیان هستیم.
گری های اصیل هیدروژنی هستند اما این کوچکترها که فرامین اشراف را اجرا می کنند ( یعنی در جنگ شرکت می کنند یا آدم ربایی و آزمایش می کنند) همگی کلونهای ارگانیکی هستند که به صورت ژنتیکی برای فعالیت در محیطهای اکسیژنی طراحی شده اند.
موجودات هیدروژنی از جانب موجودات اکسیژنی احساس خطر می کنند چون گونه های حیاتی اکسیژنی آهنگ سریعتری دارند. هیدروژن فقط با سرعتی زیر سرعت نور مسافرت می کند و بنابراین آنها نمی توانند سریعتر از نور حرکت کنند. اما اکسیژن ۴ برابر سریعتر از نور می تواند مسافرت کند. هیدروژن H2 بسیار کوچکتر و کندتر و تعدادش بسیار بیشتر از O2 است.
تجارتهایی بین موجودات اکسیژن -زی و هیدروژن-زی وجود دارد اما جنگهای فاجعه باری هم بین این دو گونه در گذشته رخ داده.
شورای آندرومدا در ابتدا برای کاهش جنگ و نزاع بین این دو گونه تاسیس شد.
شورای آندرومدا :
شورای آندرومدا در سیستم ستاره ای و صورت فلکی آندرومدا تشکیل می شود. اینجا همچنین جایی است که سیستم ستاره ای زنیت Zentea هم واقع شده.
شورای آندرومدا برای بررسی مهاجرت و محدود کردن نزاع بین نژاد هیدروژنی و اکسیژنی به وجود آمد. این دو گونه غالبا مشکلات زیادی در ارتباط برقرار کردن با هم دارند.
سوال یکی از حضار: آیا باید با گونه های هیدروژنی خیلی آهسته حرف بزنیم؟
بله . حتما باید از زبان خیلی رسمی و مودبانه استفاده شود تا سوء تفسیر و سوء تفاهمی پیش نیاید. شما از روی ماسکهایی که روی بینی دارند می فهمید که هیدروژنی هستند و بینی آنها می تواند هر جایی باشد بسته به نوع نژادش. اگر لباس به تن یا کلاهی به سر دارند باز باید احتمال دهید که هیدروژنی یا آمونیومی و یا متانی هستند چون اگر اکسیژنی باشند هیج ماسکی نیاز نخواهند داشت.
اینها فقط یکسری اطلاعات خلاصه هستند که بعد از آن می رویم سر سوالها-
آندرومدایی ها بسیار محترم - سخت کوش و جنگجویانی شجاع هستند. کشتی های فضایی عظیم می سازند که از نظر زیستی مثل یک دنیا بزرگ است- خیلی راحت و محکم و با عمر طولانی.
شهروندان نمونه کهکشانی هستند و یک خاصیتی که دارند این است که وقتی می گویند می خواهند کاری بکنند بلافاصله انجامش می دهند حتی اگر جانشان را به خطر بیندازد.
در سیاستهای کهکشانی اعضای خیلی فعالی هستند و نفوذ خوبی در سازمانهای کهکشانی دارند. مخصوصا سازمانهای تحت نظر تمدنهای اکسیژنی. از قبیل:
موسسه جنگهای متمدن
فرایند تعالی
مهاجرت و سنتها
بسیار صبور و متفکر و با دقت هستند. بسیاری از بد رفتاریها در طول جنگها را متوقف کرده اند و به بیرون کشیدن قوای جنگی کمک کرده اند.
به تعالی رسیدن:
در مورد مسئله تعالی یا متعالی شدن: خیلی از مردم زمین به این اصطلاح صعود هم می گویند ولی کسی واقعا نمی داند معنیش چیست. فقط می دانند که چگالی های بالاتری وجود دارند که همه ما کوشش می کنیم به آنها برسیم یعنی به ارتعاشات بالا برسیم به امید اینکه تبدیل به جوامعی تکامل یافته شویم که ضمیر آگاه وسیعی دارد. چون گاهی اوقات این بعد سوم فوق العاده سخت است.
من به همه اینها احترام می گذارم و همه هم درست هستند و حتی شواهد باستان شناسی در کهکشانها وجود دارد که نشان می دهد بعضی از نژادها توانسته اند ارتعاشات خود را تغییر دهند و به بعد بالاتری وارد شوند. این یک حقیقت است ولی نامش صعود نیست.
بلکه نامش متعالی شدن است و ظاهرا هیچ کدام از نژادهایی که اینکار را کرده اند به تنهایی قادر نبوده اند. همیشه کسی کمکشان کرده که از این منجلاب خارج شوند. یعنی راهنماییشان کرده که به درجه بالاتری برسند.
سوال یکی از حضار: یعنی آنها که متعالی شده اند دیگر جسم فیزیکی مثل ما ندارند؟
نخیر . بدن فیزیکی دارند. مادیت و جسمیت در تمام ابعاد عالم وجود دارد.ولی اینطور هم نیست که بدون هیچ مشکلی وارد بعد چهارم یا پنجم شوید و تبدیل به روح و ابر سبکی شوید که با باد حرکت می کند. اصلا اینطور نیست. بلکه به سفتی و مادیت همین دنیا است اما به شکل متفاوتی. ماده شکل متفاوتی دارد اما ماده است و کاملا جامد و ارگانیک است.
حتی مادیت بسیار بزرگتر و قابل لمس تر می شود. رنگهایی که ما الان داریم ۷۲ فرکانس دارند. در بعد پنجم تعداد رنگها و فرکانسشان به ۱۲۳ می رسد. رنگهایی هستند که وجود دارند ولی ما تا به حال ندیده ایم چون در بعد سوم نیستند. رنگهایی که من اصلا نمی دانم چطور توصیف کنم یا چه نامی برایشان بگذارم. اصلا امکانش هم نیست چون در اینجا هیچ چیزی نیست که قابل قیاس و مقایسه با آن باشد.
خب حالا ۱۵ دقیقه به سوالات پاسخ می دهم و بعد صحبت را به آقای راس می سپارم.
ادامه دارد...

